سال ۷۵ در تنها دانشگاه تخصصی کشاورزی و منابع طبیعی خاورمیانه که آنروزها در گرگان بود در رشته ی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ پذیرفته شدم و سال ۷۹ و در ۷ ترم، مدرک کارشناسی خود را دریافت نمودم.به دلیل علائق فرهنگی که از دوره ی دبیرستان با من همراه بود و در دانشگاه به اوج خود رسیده بود، سر از امور فرهنگی و تبلیغی در دانشگاه علوم پزشکی بابل در آوردم و از سال ۸۱ تا آبان۱۴۰۳ به عنوان مدیر اجرایی و عامل ذیحساب در نهاد رهبری این دانشگاه مشغول کار بودم.در سال ۸۴ موسسه فرهنگی سروش سیمرغ مازندران را تاسیس نمودم.به دلیل تغییر فاز کاری ، کارشناسی ارشد خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی خواندم و بعد از سالیان متمادی سرانجام به علائق خود راه و بار یافتم.از اینرو پس از قریب به دو دهه فعالیت در این حوزه به این مهم راه یافتم که اگر بشود و بتوان راهی به سعادت و نیک بختی ، برد باید از کودکان سرزمینم آغاز کنم که به تعبیر معمار کبیر انقلاب، به دبستان بپردازید که دانشگاه دیر است.از پس این دغدغه، سالیانی این آتش را گداختم تا سرانجام با همراهی یکی از دوستان همراه و همفکر ، مصطفی را در آمل برپاکردیم.مصطفی فرزند کوچک و تازه شکفته، اما خوش آتیه ی، فرهنگ و تمدن شهر و استان و این کشور خواهد بود.و من به عنوان عضو کوچک خانواده مصطفی، از بودن در آن به خود میبالم.